زين العابدين شيروانى
مقدمه و پيشگفتار 86
رياض السياحة ( فارسى )
تكبر ننمودى و به دنيا اعتناء نداشتى و بجمع مال حرص نورزيدى و در نهايت قناعت زندگى را بسر بردى - بر ناملايمات جهان و آزار مردمان صبر نمودى و از كوره در نرفتى و خود را بآثار مذهبى تسكين بخشيدى و بحديث « البلاء موكل على الانبياء ثم الامثل فالامثل » تمسك جستى . خلاصه مسلمانى است تمام عيار و شيعهى است متقى و پرهيزگار و عارفى است وارسته و دانشمندى است از دنيا گسسته . در اصول طالب يقين و در فروع عامل گزين . اگر تصوف را اختيار كرده صرفا براى وصول بمراتب حق و يقين و معرفت و تربيت درين دريا شناور گشته و گرنه مواردى خواستند وسائل راحتى و معيشت ايشان را در رفاهيت حال و فراغت بال فراهم نمايند حاضر نشد و دست از جهانگردى و سياحت آفاق و انفس برنداشت . اينك ببينيد كسى كه از نزديك با ايشان بوده است دربارهاش چه مىگويد : رضا قلى خان هدايت در كتاب اصول الفصول مىفرمايد : فقير از بدايت شباب مدت سى سال در شيراز متوطن بود و با علماء و فضلاء و امراء و فقهاى شهر مانند اوحد الموحدين حاجى ميرزا ابو القاسم صامت شيرازى و خليفه او حاج محمد حسين ابن حاج محمد حسن مجتهد و بعضى مشايخ سلسله نوربخشيه و اكابر طبقه ذهبيه و نعمتاللهيه نوريه مصاحبت و معاشرت داشت و با عرفاى زمان مخالصت و مخالطت مىورزيد . و در خدمت جناب مستعلى شاه مراودت گزيد به آن احوال و اخلاق پسنديده كمتر كسى ديده كه در مأكول و ملبوس باقل ما يقنع قناعت و با وجود فقر در نهايت سخاوت و مناعت باشد در مجلس او رسم ترجيح امير بر فقير و عزيز بر ذليل نبود با كه و مه متواضع بود و مهربان و گشادهروى و خوشزبان ، مانند برخى از اهالى علم با عمل محفل و درگاه سلاطين و وزراء نشناختى و بملاقات و مماشات اهل دنيا نپرداختى ، هر چه داشتى بىتفاوت بر سفره فقراء و امراء گذاشتى و غالبا روى بجانب قبله نشستى و در به روى مسكينان نبستى . سحرها قبل از طلوع فجر بيدار و تا گاه ظهور خورشيد به نماز و اوراد و اذكار مشغولى داشتى ، همه روزه بعد از تعقيبات مأثوره تلاوت قرآن مجيد كردى و بعد از